استانداردهائی برای باززنده سازی
استاندارد اول : اجازه تغییر کاربری با اندک تغییرات
یک بنا باید برای منظور و کاربری اولیه خود یا به عنوان یک کاربری جدید که تغییرات اندکی را در ویژگی های کالبدی بنا, محیط و محوطه اطراف آن ایجاد کند مورد استفاده قرار گیرد.
انتخاب یک کاربری قابل قبول, اولین اقدام اساسی در راستای نگهداری و حفاظت از یک بنای تاریخی است. البته تکرار کاربری اصلی بنای تاریخی به این علت که انجام تغییرات را در بنا کم می کند, ارجحیت دارد اما بسیاری از اوقات این امر ممکن نیست. به همین دلیل استاندارد اول امکان تغییر کاربری بنا را ممکن می سازد. مانند استفاده از یک بنای تاریخی مسکونی به عنوان اقامتگاه جهت اهداف اقتصادی. ضروری است این امر مورد توجه قرار گیرد که در هر حال اگر این کاربری جدید تغییرات گسترده زیادی را در مصالح اولیه, نماسازی ها , اندودها و فضاها ایجاد نماید, این تغییرات در استاندارد اول نمی گنجد.
استاندارد دوم : حفظ ویژگی های کالبدی
مشخصات و ویژگی های تاریخی یک بنا باید حفظ ونگهداری شوند. از حذف مصالح تاریخی و انجام تغییرات ظاهری و فضائی که جزء ویژگی های خاص اثر هستند باید اجتناب گردد.
هر اثر تاریخی و محوطه آن دارای کیفیت های خاص قابل مشاهده است که باید حفظ و نگهداری شوند. حذف, ایجاد تغییرات و یا ایجاد پوشش بر روی مصالح و یا نماهای شاخص نامناسب است. برخی اقدامات خاص برای جلوگیری از انجام تغییرات بنیادی در مورد بنا یا بخشی از آن ( مانند انجام تغییرات در نقشه های خاص داخلی, حذف اندود های تاریخی برای نشان دادن دیوار آجری, کار گذاشتن سقف جدید که گچ بری ها و کتیبه های تاریخی را از بین می برد و یا تخریب محوطه سازی مانند نرده های فلزی و ....) باید انجام گیرد . به عبارت دیگر ایجاد اگر ایجاد تغییرات در نماها و بخش های غیر مهم در جهت نگهداری کامل بنا باشد قابل قبول است, مانند فضاسازی های داخلی در بخش های غیر اصلی که ممکن است اغلب تغییرات موفقی در باززنده سازی یک بنا داشته باشد در استاندارد دوم می گنجد.
استاندارد سوم : حفظ مفاهیم تاریخی, سبکی و کالبدی
هر بنا با مستندات مربوط به یک دوره تاریخی, مکان و کاربرد آن شناخته می شود . تغییراتی که مفاهیم نادرستی را در مقایسه با سیر تاریخی بنا ایجاد می کنند؛ مانند اضافه کردن نماهای حدسی و یا عناصر معماری الهام گرفته از بناهای دیگر, نباید ایجاد گردد.
یک بنای تاریخی, یک سند مهم از تاریخ گذشته اش است که برروی ساختار آن تاثیر گذارده است همانند تغییرات کاربردی و کالبدی آن در طول زمان. برای باززنده سازی یک بنا, اگر به عنوان مثال تاریخی قبل تر از خودش به کار گرفته شود؛ و یا تغییرات معماری و جزئیاتی به سبکی متقدم تر از سبک اولیه به کار گرفته شود که به نوعی تاریخ را تحریف می نماید, شامل این استاندارد نمی گردد.
استاندارد چهارم : حفظ دوره های تاریخی در بنا
بیشتر بناها در طول زمان دارای تغییراتی می شوند که این تغییرات, اهمیت و ارزش تاریخی برای بنا ایجاد می کنند. این ارزش ها می بایست حفظ و نگهداری شوند.
بناها در طول زمان رشد و تغییر می کنند. بدین دلیل که مردم در آن زندگی و کار می کنند, تصمیم به ایجاد تغییرات در آن می گیرند. این تغییرات ممکن است شامل حذف یا اضافات شود( مانند نماها, ایوان ها, پنجره ها, اتاق ها و یا حتی کل سقف) . گاهی اوقات این تغییرات دارای ارزش هائی در ذات خود می شوند زیرا به عنوان شاهدی از سیر تکاملی تاریخ اثر یا حتی مثال هائی مهم از سبک معماری, مواد و مصالح و روش های ساخت هستند. جهت قرار گرفتن در استاندارد چهارم, تغییرات ارزشمندی که در بنا صورت گرفته باید حفظ شوند. به عبارت دیگر تغییرات تاریخی غیر مهم می توانند حذف گردند.
استاندارد پنجم: حفظ خصوصیات ممتاز اثر
قسمت های با ارزش, نماها, جزئیات و تزئینات, تکنیک های ساختاری یا نمونه هائی از استادکاری های برجسته که جزء ویژگی های اثر به شمار می روند باید نگهداری شوند .
ویژگی های معماری و محیطی نقش اساسی در ارائه تعریف منحصر بفردی از بنا دارند. حذف و یا ایجاد تغییرات بنیادی و اساسی در بخش های مهمی مانند ایوان, پیش آمدگی ها , دودکش ها, جزئیات و تزئینات معماری , رواق ها, مسیر ها و درختان؛ باعث کاهش ارزش های اثر و نقض استاندارد پنجم می گردد. دیگر تغییراتی مانند رنگ آمیزی دیوار های تاریخی بدون رنگ آجری و سنگی نیز همچنین نامناسب است.
استاندارد ششم : رجحان مرمت بر دوباره سازی بخش های با ارزش
بخش های مهم تاریخی بهتر است مرمت گردد تا این که دوباره سازی شود . جائی که شدت تخریب الزام به بازسازی مجدد ارزش های بنا دارد, سیمای جدید می بایست با طراحی قدیم از لحاظ رنگو ویژگی های ظاهری و همچنین در جائی که امکان دارد با متریال قدیمی همخوان گردد. جایگزینی بخش های حذف شده می بایست با دلیل و استناد به مدارک موجود شامل کالبد موجود و یا شواهد مصور صورت گیرد.
از آن جائی که ویژگی های تاریخی و ارزش های یک بنا به راستی زائیده موجودیت اصلی آنست, همیشه بهترین راه این است که نگهداری و تعمیر این ارزش ها صورت گیرد اما زمانی که تخریب صورت گرفته شدیدتر از آنست که بتوان آن را تعمیر نمود, می بایست جایگزین گردد. بخش جایگزین شده می بایست با نمونه تاریخ آن از لحاظ فیزیکی و نمای ظاهری , بر پایه شواهد تاریخی و نه بر اساس حدس و گمان همخوان گردد. البته رحجان این است که در این بازسازی از یک نوع مصالح استفاده گردد. به عنوان مثال جایگزینی یک طاقچه چوبی تخریب شده با نمونه چوبی جدید آن در این استاندارد می گنجد.
استاندارد هفتم : پرهیز از درمان های نادرست و مضر
درمان های فیزیکی و شیمیائی مانند سندبلاست که ممکن است به مصالح تاریخی صدمه بزند نباید مورد استفاده قرار گیرد. اگر لازم است, تمیز کردن سطح روئی ساختمان می بایست با ملایم ترین روش ممکن انجام گیرد.
برای از بین بردن آلودگی های مضر و مواد شیمیائی از روی نمای ساختمان معمولاً بناها تمیز می شوند. گاهی اوقات ساختمان ها تمیز می شوند تا پویاتر شوند . هر چقدر این دلیل مهم باشد, باز هم ضروری است از به کار بردن روش های مضر و مخرب اجتناب گرددو روش های مناسب تری انتخاب شود. به عنوان مثال سندبلاست, سطح روئی آجر و سنگ را خراب می کند, باعث ایجاد حفره هائی در فلز می گردد و همچنین سبب رشد گیاه در چوب خواهد شد. استفاده از روش های شیمیائی نادرست به مصالح تاریخی نیز آسیب می رساند. به عنوان مثال استفاده نادرست از بخار آب برای تمیز کردن ساختمان ممکن است سبب تخریب مصالح نما گردد.
استاندارد هشتم : حفظ یافته های باستان شناسی
منابع مهم باستان شناسانه باید حفاظت و نگهداری شوند. اگر این منابع باید برچیده شده و یا پوشیده شوند, سعی گردد تا این امر حتی المقدور کم شود.
زمانی که یک منبع باستان شناسی در طول احیاء بنا یافت می گردد( بطور مثال در زمان کنده کاری زمین برای ایجاد پارکینگ ), یک باستان شناس فرهیخته باید اثر را مورد بازدید و بررسی قرار داده و یافته های کشف شده را ارزش گذاری نماید. منابه مهم باستان شناسی باید حفظ گردند و در جای خود حفظ شوند. اگر حفظ این یافته ها در جای خود امکان پذیر نیست باید بطور کامل مستندنگاری و سپس مرمت شوند. در صورتیکه این یافته های باستانی مربوط به دوره ای از تکامل و بقایای انسانی است, می بایست کار سریعاً متوقف و همفکری و رایزنی مناسب بین مقامات مربوطه انجام گیرد.
استاندارد نهم : شرایط احداث بخش الحاقی
الحاقات جدید, تغییرات خارجی و ساختار وابسته جدید نباید مصالح و ویژگی های بنا را خدشه دار سازد. قسمت های جدید اضافه شده باید از قسمت های قدیمی قابل شناسائی باشد و همچنین برای حفاظت از تمامیت تاریخی اثر و محیط آن, از لحاظ حجمی, تناسبات و سیمای ظاهری سازگار گردد.
زمانی که یک فضای جدید و اضافی برای کاربری جدید مورد نیاز است, مالکین و بهره برداران ساختمان تاریخی ممکن است به فکر ساختمان الحاقی بیفتند. بخش الحاقی جهت حفاظت از ارزش ها و ویژگی های تاریخی اثر و همچنین جلوگیری از آسیب رسانی به آن, نیاز به طراحی با حساسیت بالا دارد. کاربری جدید نیز نیاز به همساز شدن با شخصیت اصلی ساختمان دارد . در نتیجه پشت کار هوشمندانه و بر اساس قواعد و اصول معماری , همسازی بین قدیم و جدید بدست خواهد آمد( از لحاظ حجم, تناسب, ریتم و ... بعلاوه انتخاب درست مصالح و رنگ). یک همسازی درست شامل استاندارد نهم می گردد؛ اگر چه ایجاد یک بخش الحاقی با طرحی بسیار نزدیک به بنای تاریخی, بطوریکه قسمت های قدیمی و جدید از یکدیگر قابل تشخیص نباشد در این استاندارد نمی گنجد.
استاندارد دهم : قاعده برگشت پذیری
الحاقات جدید و یا بخش های ساخته شده در مجاورت اثر و یا ساختار های وابسته جدید باید متعهد گردد که در آینده قابل حذف شدن باشد, همچنین شکل اصلی و تمامیت تاریخی اثر و محیط آن بدون تغییر باقی بماند.
یک بخش الحاقی جدید باید به صورتی ایجاد شود که اگر روزی در آینده تصمیم به حذف آن گرفته شد, مشخصات بارز تاریخی اثر و مصالح اصلی آن در بیشترین و بهترین حد ممکن حفظ گردد. استاندارد دهم اغلب قاعده برگشت پذیری نامیده می شود . عموماً جای گذاری یک بخش الحاقی در یک فضای کم اهمیت و یا در پشت نماهای اصلی می تواند به این هدف کمک نماید. همچنین ضروری است به تناسبات و حجم بخش الحاقی در این زمینه توجه گردد.
نوشته شده توسط : مهتاب آقائی