تبلیغات
ماه و مهراز

جستجو

 

خانه دوست

22 مرداد 90   10:22 بعد از ظهر


نوع مطلب : یادداشت روز ،

من دلم می خواهد

خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش

دوستهایم بنشینند آرام

گل بگو گل بشنو

هرکسی می خواهد

وارد خانه پر عشق و صفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ

به من هدیه کند

شرط وارد گشتن

شست و شوی دلهاست

شرط آن داشتن

یک دل بی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی می کوبم

روی آن با قلم سبز بهار

می نویسم ای یار

خانه ی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر

خانه دوست کجاست؟



فریدون مشیری



نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

به بهانه کنسرت شهرام ناظری

10 مرداد 90   02:47 بعد از ظهر

چند شب پیش به اتفاق دوستان رفته بودیم کنسرت شهرام ناظری. زمانی که ایشون وارد شد شوقی از شادی جمعیت و سالن رو فرا گرفت. این موضوع باعث شد تا آخر برنامه همش فکرم مشغول بود و داشتم به این موضوع فکر می کردم که چقدر خوبه که آدم در طول زندگیش انقدر مثبت و هدفمند عمل کنه تا بتونه در یک زمینه مرجع و یا محبوب باشه. حالا میخواد یک مطلب علمی تخصصی باشه، موسیقی، پزشکی، ... آشپزی و یا حتی شاد کردن و خنداندن مردم ... 


کار سختی هم نیست. کمی همت میخواد و دید مثبت + پرهیز از تکروی و از این شاخه به اون شاخه پریدن ... و البته فروتنی 


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

آرزوی 120 ساله شدن

7 مرداد 90   08:53 بعد از ظهر


نوع مطلب : داستانها و دانستنیها ،

روزی که گذشت هیچ ازو یاد مکن                           فردا که نیامدست فریاد مکن

بر نامده و گذشته بنیاد منه                               حالی خوش باش و عمر بر باد مکن

این سخنان در ناپایداری زمانه از زبان کسی است که دقیق ترین گاه نگاری را در تقویم بشری انجام داده است.

تا زمان ساسانیان هر سال 365 روز در حساب می شد اما سال مداری یا حقیقی برابر است با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 49 ثانیه. به همین علت هر 4 سال، سال عرفی از سال حقیقی یک روز عقب می افتاد. یعنی هر 120 سال یک ماه.

به همین علت هر 120 سال یک بار، سال را بصورت چرخشی 13 ماهه حساب می کردند. یعنی بعد از 120 سال، دو ماه فروردین و بعد از 120 سال، دو ماه اردی بهشت و به همین ترتیب.

به همین علت بود که یکی از آرزوهائی که برای هم می کردند این بود که صدو بیست ساله شوی تا یک بار این جشن را ببینی.

این روند تا پایان دوره ساسانی ادامه داشت اما با ورود اسلام به فراموشی سپرده شد. در زمان ملکشاه سلجوقی و به دعوت خواجه نظام الدین؛ خیام بیشابوری که در آن زمان 30 سال هم نداشت مامور به اصلاح این گاهشماری شد و این تقویم به اسم تقویم جلالی معروف شد.

تقویم جلالی را کامل ترین گاه شماری جهان دانسته اند. تقویم میلادی هر 2500 سال یک روز خطا دارد اما گاه شماری جلالی هر 10 هزار سال تنها یک ثانیه خطا دارد.

جالب است بدانیم که خیام نیشابوری که امروزه ما تنها بواسطه اشعارش وی را می شناسیم، حکیم، ریاضی دان، فیلسوف، ستاره شناس و شاعر بوده است. همچنین یکی از حفره های ماه به نام خیام نامگذاری شده است. 


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

زندگی

5 مرداد 90   11:05 بعد از ظهر


نوع مطلب : یادداشت روز ،

زندگی چون قفسی است 
قفسی تنگ و پر از تنهائی 

و خوش است لحظه غفلت از آن زندان بان
بعد آن هم پرواز 



این متن رو امروز جائی خوندم. زیبا سروده شده ولی مفهومش رو قبول ندارم.شاید اگر مفهوم زندگی رو میشد حتی در آفریدن لبخندی بر لبان یک دوست و یا حتی یک غریبه تعریف نمود انقد این قفس برامون گاهی تنگ نمی شد.


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

انسان

4 مرداد 90   10:40 بعد از ظهر

انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند. با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت. در سبد جلو, صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی, عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم. به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند. بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد.


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

همسفر

4 مرداد 90   10:33 بعد از ظهر


نوع مطلب : یادداشت روز ،


... انتخاب همسفری برای ادامه زندگی مهمترین اتفاقی است که در زندگی امروز پیش می آید.

امروز دوست عزیزم "مونا" زندگی جدیدی رو با همسفر عزیز آغاز گرد. از صمیم قلب برای هردو شون بهترین آرزوها رو دارم.






نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

گاهی درد دل

17 بهمن 89   08:59 بعد از ظهر


نوع مطلب : یادداشت روز ،

این نوشته دکتر شریعتی همیشه توی ذهنمه که :

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون دار !

در حالت عادی همه فکر می کنیم که این موضوع خیلی هم سخت نیست. ولی گاهی که پیش میاد, نه ! خیلی سخته ... خیلی


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

سیمان شفاف

4 بهمن 89   09:45 بعد از ظهر


نوع مطلب : هنر و معماری ،


محققان موفق به ساخت دیواری سخت و سیمانی شده‌اند که به نور اجازه عبور می‌دهد. راز این شفافیت در آرایه‌ای از حفره‌های کوچک داخل دیوار نهفته است که توسط نوعی رزین نرمش‌پذیر در اثر حرارت پر شده‌اند.


احتمال تعدادی از حاضران در نمایشگاه شانگهای اکسپو 2010، بزرگ‌ترین نمایشگاه فناوری جهان متوجه دیوارهای عجیب غرفه کشور ایتالیا در این نمایشگاه شده‌اند. این دیوارهای خاصیت جالب‌توجهی داشتند، سخت و بتنی به نظر می‌رسیدند اما زمانی که از زاویه خاصی دیده می‌شدند، عبور شعاع‌های نور از آنها مشخص بود.

دیوار شفاف غرفه ایتالیا

به گزارش گیزمگ، محققان شرکت ایتالیایی Italcementi Group موفق به ساخت ماده اولیه این دیوارها شده‌اند که سیمان شفاف نامیده می‌شود و تنها ماده روی زمین است که می‌تواند همزمان مانند یک دیوار یا پنجره عمل کند.

این ماده سخت و شفاف به درخواست طراح و سازنده غرفه ایتالیا در شانگهای اکسپو 2010 که می‌خواسته دیوارها شفاف باشند، ساخته شده است. محققان Italcementi Group در مورد فرمولاسیون و نحوه ساخت این ماده اطلاعات چندانی در اختیار رسانه‌ها قرار نداده‌اند؛ اما مطابق اعلام آنها این سیمان شفاف ترکیبی از سیمان و مواد شیمایی متعدد مانند پلیمرها است.

شنیده‌ها حاکی از این است که نوعی رزین پلیمری نرمش‌پذیر در اثر حرارت، آرایه‌ای از حفره‌های کوچک به قطر 2 تا 3 میلیمتر را در این دیوار پر کرده است.

آی‌لایت

تقریبا در فضایی سه‌بعدی به ابعاد 500 در 1000 در 50 میلیمتر، 50 حفره ایجاد شده که شفافیتی 20درصدی را به دیوارها می‌دهند. علاوه بر این غرفه از پنل‌های نیمه‌شفافی تشکیل شده که با تغییر میزان تزریق رزین درون آنها شفافیت کمتری حدود 10درصد دارند.

پیش از این از عبور رشته‌های فیبر نوری از میان ترکیب بتن برای ساخت دیوارهای مشابهی استفاده شده بود، اما ساخت این دیوار شفاف به مراتب کم‌هزینه‌تر است و از زوایای متعددی به نور اجازه تابیدن به فضای داخلی را می‌دهد.

این ماده استثنایی که i.light نامیده شده، هنوز برای ورود به بازار آماده نیست؛ اما استفاده از آن برای ساخت دیوارهای شفافی که می‌توانند استفاده از انرژی الکتریکی برای تأمین روشنایی خانه‌ها در طول روز را به حداقل برسانند، پیشنهاد شده است.


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

خالی بندی

2 بهمن 89   10:48 بعد از ظهر


نوع مطلب : داستانها و دانستنیها ،

این روزها عبارت خالی بندی به معنی دروغ گفتن و لاف زدن رایج شده است اما پیشینه این واژه به دهها سال پیش یعنی زمان سلطنت رضا شاه بر می گردد ! نقل می کنند که در زمان رضاشاه بدلیل کمبود اسلحه، بعضی از پاسبانهایی که گشت می دادند فقط غلاف خالی اسلحه یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار می گیرد را روی کمرشان می بستند و در واقع اسلحه ای در کار نبود.
دزدها و شبگردها وقتی متوجه این قضیه شدند برای اینكه همدیگر را مطلع كنند به هم می گفتند که طرف "خالی بسته" و منظورشون این بود که فلان پاسبان اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور کمرش بسته به این معنی كه در واقع برای ترساندن ما بلوف می زند که اسلحه دارد و روی همین اصل بود که واژه خالی بندی رواج پیدا کرد
.


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

اجاق کور

1 بهمن 89   12:38 قبل از ظهر


نوع مطلب : داستانها و دانستنیها ،

آیامی دانید چرا به افرادی که صاحب فرزند نمی شوند "اجاق کور" گفته می شود ؟ و ریشه این اصطلاح از کجاست؟

در ایران باستان یکی از وظایف پدر حفظ امنیت خانواده و محافظت از آن در مقابل تهاجم اقوام دیگر، و وظیفه دیگرش روشن نگه داشتن آتش به عنوان سمبل حیات و بقای نسل  بوده است.

روشن  بودن اجاق خانواده ای به معنای حضور پدر به عنوان نیروی دفاعی تلقی می شد و مهاجمان را در حمله به خانواده مردد می ساخت. چنانچه پدر حضور نداشت روشن نگه داشتن اجاق وظیفۀ فرزند بود؛در نتیجه خانواده ای که فرزند نداشته اجاقش کور( خاموش) بود و به تدریج به خانواده های بدون فرزند"اجاق کور" گفته شد و این اصطلاح امروز هم به همین معنا بکار می رود.

 

* برداشت شده از سایت عنقا


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

هفت خط

1 بهمن 89   12:30 قبل از ظهر


نوع مطلب : داستانها و دانستنیها ،

ما معمولاً عادت داریم در توصیف اشخاص زیرک و باهوش و اکثراً رند و مکاراز اصطلاح "آدم هفت خط" استفاده کنیم! اما چرا؟

روایتی درمورد ریشۀ تاریخی اصطلاح "هفت خط" وجود دارد. این روایت برمی‌گردد به آئین شرابخواری در حضور پادشاه در دوران ساسانیان. در آن زمان پیمانه‌های ظریف و زیبایی از شاخ گاو یا بزکوهی درست می‌کردند که چون پایه نداشته است کسی نمی‌توانسته آن را روی زمین یا میز بگذارد و از نوشیدن شرابِ ریخته شده در پیمانه‌اش طفره برود.

از این رو دارندۀ جام مجبور بوده است محتویات آن را لاجرعه سربکشد. اما برای اینکه کسی بیش ازاندازۀ ظرفیت خود باده گساری نکند و از سرِ مستی با حرکت و یا گفتار خود، احترام و شأن مجلس شاهانه را از بین نبرد، هر کدام از مدعوین، پیمانه (شاخ) مخصوص خود را داشته که به جهت تعین میزان توانایی او در باده‌گساری خطی در داخل آن شاخ کشیده شده بوده که ساقی برای دارنده پیمانه فقط تا حدِ همان خط، شراب در پیمانه‌اش می‌ریخته است.

به مرور زمان تمامی پیمانه‌های شراب را با هفت خط، مشخص و درجه‌بندی کردند. در مجالسی که پادشاه حضور داشته است، میهمانان معمولاً از 3 تا 6 خط شراب می‌نوشیده اند. اما بوده‌اند افرادی که " لوطی" نیز خوانده می‌شده‌اند که تا 7 خط را شراب می‌نوشیدند بدون آن که حالتی مستانه در آنها ظاهر شود که در پی آن دست به حرکاتی بزنند که موجب هتکِ حرمتِ حضور پادشاه در مجلس بشود.

این قبیل افراد را "هفت خط" می‌نامیده‌اند، یعنی که آنها افرادی صاحب ظرفیت و زرنگ بوده و به کلیه رموز و فنون شرابخواری تسلط کامل داشته‌اند. این اصطلاح به مرور زمان جنبه عام و مَجازی پیدا کرده و در فرهنگ عامه به افراد باهوش و زیرک و مرد رند "هفت خط" اطلاق گردیده است.

اضافه می‌شود که هر یک از خطوط هفتگانه جام شراب، اسم ویژۀ خود را داشته است:
1- خط مزور - کمترین میزان شراب در جام
2- خط فرودینه
3- خط اشک
4- خط ازرق (خط شب، خط سیاه یا خط سبز) این خط کاملاً در وسط پیمانه بوده و خط اعتدال درشرابخواری محسوب می‌گردیده است.
5- خط بصره
6- خط بغداد
7- خط جور که لب پیمانه بوده و جام بیش از آن جا نداشته؛ به عبارت دیگر جام لبریز از شراب می‌بوده است.

* برداشت مطلب از سایت خبر آنلاین


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

دوست

1 بهمن 89   12:01 قبل از ظهر


نوع مطلب : یادداشت روز ،

داشتن دوست خوب نعمتیه که فکر کنم همه بهش واقفن, مخصوصاً دوستانی که آدم باهاشون روزگار زیادی رو گذرونده و خاطرات زیادی هم داره. از طرفی هم فکر می کنم تعداد دوستا هر چه کمتر ولی دوستیا عمیق تر باشه بهتره و ارزشمند تر.

اگه بخوام اعتراف کنم ، باید بگم که من خودم به شخصه دوست زیاد خوبی برای دوستام نبودم اما همیشه مورد لطف دوستام قرار گرفتم.

دو تا از دوستای خوبم که برای تعطیلات اومده بودن ایران؛ فردا دارن بر می گردن، شاید به همین خاطره که دو سه روزه خیلی دلم گرفته.

دلم برای دوستا و دوستیای عمیق قدیمی تنگ شده...


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

استاندارهای احیاء و الحاق معماری

28 دی 89   11:08 بعد از ظهر


نوع مطلب : مرمت و احیاء ،

                      

استانداردهائی برای باززنده سازی

 

 

استاندارد اول :  اجازه تغییر کاربری با اندک تغییرات

 

یک بنا باید برای منظور و کاربری اولیه خود یا به عنوان یک کاربری جدید که تغییرات اندکی را در ویژگی های کالبدی بنا, محیط و محوطه اطراف آن ایجاد کند مورد استفاده قرار گیرد.

 

انتخاب یک کاربری قابل قبول, اولین اقدام اساسی در راستای نگهداری و حفاظت از یک بنای تاریخی است. البته تکرار کاربری اصلی بنای تاریخی به این علت که انجام تغییرات را در بنا کم می کند, ارجحیت دارد اما بسیاری از اوقات این امر ممکن نیست. به همین دلیل استاندارد اول امکان تغییر کاربری بنا را ممکن می سازد. مانند استفاده از یک بنای تاریخی مسکونی به عنوان اقامتگاه جهت اهداف اقتصادی. ضروری است این امر مورد توجه قرار گیرد که در هر حال اگر این کاربری جدید تغییرات گسترده زیادی را در مصالح اولیه, نماسازی ها , اندودها و فضاها ایجاد نماید, این تغییرات در استاندارد اول نمی گنجد.

 

 

استاندارد دوم :  حفظ ویژگی های کالبدی

 

مشخصات و ویژگی های تاریخی یک بنا باید حفظ ونگهداری شوند. از حذف مصالح تاریخی و انجام تغییرات ظاهری و فضائی که جزء ویژگی های خاص اثر هستند باید اجتناب گردد. 

 

هر اثر تاریخی و محوطه آن دارای کیفیت های خاص قابل مشاهده است که باید حفظ و نگهداری شوند. حذف, ایجاد تغییرات و یا ایجاد پوشش بر روی مصالح و یا نماهای شاخص نامناسب است. برخی اقدامات خاص برای جلوگیری از انجام تغییرات بنیادی در مورد بنا یا بخشی از آن ( مانند انجام تغییرات در نقشه های خاص داخلی, حذف اندود های تاریخی برای نشان دادن دیوار آجری, کار گذاشتن سقف جدید که گچ بری ها و کتیبه های تاریخی را از بین می برد و یا تخریب محوطه سازی مانند نرده های فلزی و ....) باید انجام گیرد . به عبارت دیگر ایجاد اگر ایجاد تغییرات در نماها و بخش های غیر مهم در جهت نگهداری کامل بنا باشد قابل قبول است, مانند فضاسازی های داخلی در بخش های غیر اصلی که ممکن است اغلب تغییرات موفقی در باززنده سازی یک بنا داشته باشد در استاندارد دوم می گنجد.

 

 

استاندارد سوم : حفظ مفاهیم تاریخی, سبکی و کالبدی

 

هر بنا با مستندات مربوط به یک دوره تاریخی, مکان و کاربرد آن شناخته می شود . تغییراتی که مفاهیم نادرستی را در مقایسه با سیر تاریخی بنا ایجاد می کنند؛ مانند اضافه کردن نماهای حدسی و یا عناصر معماری الهام گرفته از بناهای دیگر, نباید ایجاد گردد.

 

یک بنای تاریخی, یک سند مهم از تاریخ گذشته اش است که برروی ساختار آن تاثیر گذارده است همانند تغییرات کاربردی و کالبدی آن در طول زمان. برای باززنده سازی یک بنا, اگر به عنوان مثال تاریخی قبل تر از خودش به کار گرفته شود؛ و یا تغییرات معماری و جزئیاتی به سبکی متقدم تر از سبک اولیه به کار گرفته شود که به نوعی تاریخ را تحریف می نماید, شامل این استاندارد نمی گردد.   

 

 

استاندارد چهارم : حفظ دوره های تاریخی در بنا

 

 

بیشتر بناها در طول زمان دارای تغییراتی می شوند که این تغییرات, اهمیت و ارزش تاریخی برای بنا ایجاد می کنند. این ارزش ها می بایست حفظ و نگهداری شوند.

 

بناها در طول زمان رشد و تغییر می کنند. بدین دلیل که مردم در آن زندگی و کار می کنند, تصمیم به ایجاد تغییرات در آن می گیرند. این تغییرات ممکن است شامل حذف یا اضافات شود( مانند نماها, ایوان ها, پنجره ها, اتاق ها و یا حتی کل سقف) . گاهی اوقات این تغییرات دارای ارزش هائی در ذات خود می شوند زیرا به عنوان شاهدی از سیر تکاملی تاریخ اثر یا حتی مثال هائی مهم از سبک معماری, مواد و مصالح و روش های ساخت هستند. جهت قرار گرفتن در استاندارد چهارم, تغییرات ارزشمندی که در بنا صورت گرفته باید حفظ شوند. به عبارت دیگر تغییرات تاریخی غیر مهم می توانند حذف گردند.

 

 

استاندارد پنجم: حفظ خصوصیات ممتاز اثر

 

قسمت های با ارزش, نماها, جزئیات و تزئینات, تکنیک های ساختاری یا نمونه هائی از استادکاری های برجسته که جزء ویژگی های اثر به شمار می روند باید نگهداری شوند .

 

ویژگی های معماری و محیطی نقش اساسی در ارائه تعریف منحصر بفردی از بنا دارند. حذف و یا ایجاد تغییرات بنیادی و اساسی در بخش های مهمی مانند ایوان, پیش آمدگی ها , دودکش ها, جزئیات و تزئینات معماری , رواق ها, مسیر ها و درختان؛ باعث کاهش ارزش های اثر و نقض استاندارد پنجم می گردد. دیگر تغییراتی مانند رنگ آمیزی دیوار های تاریخی بدون رنگ آجری و سنگی نیز همچنین نامناسب است.  

 

استاندارد ششم : رجحان مرمت بر دوباره سازی بخش های با ارزش

 

بخش های مهم تاریخی بهتر است مرمت گردد تا این که دوباره سازی شود . جائی که شدت تخریب الزام به بازسازی مجدد ارزش های بنا دارد, سیمای جدید می بایست با طراحی قدیم از لحاظ رنگو ویژگی های ظاهری و همچنین در جائی که امکان دارد با متریال قدیمی همخوان گردد. جایگزینی بخش های حذف شده می بایست با دلیل و استناد به مدارک موجود شامل کالبد موجود و یا شواهد مصور صورت گیرد.

 

از آن جائی که ویژگی های تاریخی و ارزش های یک بنا به راستی زائیده موجودیت اصلی آنست, همیشه بهترین راه این است که نگهداری و تعمیر این ارزش ها صورت گیرد اما زمانی که تخریب صورت گرفته شدیدتر از آنست که بتوان آن را تعمیر نمود, می بایست جایگزین گردد. بخش جایگزین شده می بایست با نمونه تاریخ آن از لحاظ فیزیکی و نمای ظاهری , بر پایه  شواهد تاریخی و نه بر اساس حدس و گمان همخوان گردد. البته رحجان این است که در این بازسازی از یک نوع مصالح استفاده گردد. به عنوان مثال جایگزینی یک طاقچه چوبی تخریب شده با نمونه چوبی جدید آن در این استاندارد می گنجد.

 

 

 

استاندارد هفتم : پرهیز از درمان های نادرست و مضر

 

درمان های فیزیکی و شیمیائی مانند سندبلاست که ممکن است به مصالح تاریخی صدمه بزند نباید مورد استفاده قرار گیرد. اگر لازم است, تمیز کردن سطح روئی ساختمان می بایست با ملایم ترین روش ممکن انجام گیرد.

 

برای از بین بردن آلودگی های مضر و مواد شیمیائی از روی نمای ساختمان معمولاً بناها تمیز می شوند. گاهی اوقات ساختمان ها تمیز می شوند تا پویاتر شوند . هر چقدر این دلیل مهم باشد, باز هم ضروری است از به کار بردن روش های مضر و مخرب اجتناب گرددو روش های مناسب تری انتخاب شود. به عنوان مثال سندبلاست, سطح روئی آجر و سنگ را خراب می کند, باعث ایجاد حفره هائی در فلز می گردد و همچنین سبب رشد گیاه در چوب خواهد شد. استفاده از روش های شیمیائی نادرست به مصالح تاریخی نیز آسیب می رساند. به عنوان مثال استفاده نادرست از بخار آب برای تمیز کردن ساختمان ممکن است سبب تخریب مصالح نما گردد.

 

استاندارد هشتم : حفظ یافته های باستان شناسی

 

منابع مهم باستان شناسانه باید حفاظت و نگهداری شوند. اگر این منابع باید برچیده شده و یا پوشیده شوند, سعی گردد تا این امر حتی المقدور کم شود. 

 

زمانی که یک منبع باستان شناسی در طول احیاء بنا یافت می گردد( بطور مثال در زمان کنده کاری زمین برای ایجاد پارکینگ ), یک باستان شناس فرهیخته باید اثر را مورد بازدید و بررسی قرار داده و یافته های کشف شده را ارزش گذاری نماید. منابه مهم باستان شناسی باید حفظ گردند و در جای خود حفظ شوند. اگر حفظ این یافته ها در جای خود امکان پذیر نیست باید بطور کامل مستندنگاری و سپس مرمت شوند. در صورتیکه این یافته های باستانی مربوط به دوره ای از تکامل و بقایای انسانی است, می بایست کار سریعاً متوقف و همفکری و رایزنی مناسب بین مقامات مربوطه انجام گیرد. 

 

استاندارد نهم :  شرایط احداث بخش الحاقی

 

الحاقات جدید, تغییرات خارجی و ساختار وابسته جدید نباید مصالح و ویژگی های بنا را خدشه دار سازد. قسمت های جدید اضافه شده باید از قسمت های قدیمی قابل شناسائی باشد و همچنین برای حفاظت از تمامیت تاریخی اثر و محیط آن, از لحاظ حجمی, تناسبات و سیمای ظاهری سازگار گردد.

 

زمانی که یک فضای جدید و اضافی برای کاربری جدید مورد نیاز است, مالکین و بهره برداران ساختمان تاریخی ممکن است به فکر ساختمان الحاقی بیفتند. بخش الحاقی جهت حفاظت از ارزش ها و ویژگی های تاریخی اثر و همچنین جلوگیری از آسیب رسانی به آن, نیاز به طراحی با حساسیت بالا دارد. کاربری جدید نیز نیاز به همساز شدن با شخصیت اصلی ساختمان دارد . در نتیجه پشت کار هوشمندانه و بر اساس قواعد و اصول معماری , همسازی بین قدیم و جدید بدست خواهد آمد( از لحاظ حجم, تناسب, ریتم و ... بعلاوه انتخاب درست مصالح و رنگ). یک همسازی درست شامل استاندارد نهم می گردد؛ اگر چه ایجاد یک بخش الحاقی با طرحی بسیار نزدیک به بنای تاریخی, بطوریکه قسمت های قدیمی و جدید از یکدیگر قابل تشخیص نباشد در این استاندارد نمی گنجد.

 

استاندارد دهم : قاعده برگشت پذیری

 

الحاقات جدید و یا بخش های ساخته شده در مجاورت اثر و یا ساختار های وابسته جدید باید متعهد گردد که در آینده قابل حذف شدن باشد, همچنین شکل اصلی و تمامیت تاریخی اثر و محیط آن بدون تغییر باقی بماند.

 

یک بخش الحاقی جدید باید به صورتی ایجاد شود که اگر روزی در آینده تصمیم به حذف آن گرفته شد, مشخصات بارز تاریخی اثر و مصالح اصلی آن در بیشترین و بهترین حد ممکن حفظ گردد. استاندارد دهم اغلب قاعده برگشت پذیری نامیده می شود . عموماً جای گذاری یک بخش الحاقی در یک فضای کم اهمیت و یا در پشت نماهای اصلی می تواند به این هدف کمک نماید. همچنین ضروری است به تناسبات و حجم بخش الحاقی در این زمینه توجه گردد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

منش استادی

28 دی 89   01:13 بعد از ظهر


نوع مطلب : نامه بزرگان (درسی از استاد) ،

چند روزیه خیلی دارم به این موضوع فکر می کنم ... آخر سر به این نتیجه رسیدم : من به سلسله مراتب خیلی اعتقاد دارم. فکر می کنم بزرگی و منش استادی در اینه که :

     1- کسی که حق استادی به گردنت داره برای همیشه استادت می مونه و تو همیشه و در هر مرحله ای حتی اگه روزی رئیسش شدی بازهم شاگردشی.

یادم میاد روزی که مراسم یادبود دکتر شیرازی بود؛ هر کس به طریقی دوست داشت ارادت خودشو به ایشون ابراز کنه. در این میان، تنها جمله دلنشینی که شنیدم از یکی از اساتید دیگه بود که گفت:من مفتخرم که دانشجوی استاد بودم.

     2- کسی که بهش چیزی یاد دادی، قرار نیست بهش برتری و احساس بزرگی داشته باشی.

چیزی که بعضی افراد رو توی ذهن آدم جاویدان می کنه فروتنی شونه؛ البته شاید کلمه فروتنی کمی بی ربط باشه. ...به نظرم یک استاد واقعی دلیلی نمی بینه عنوانشو با خودش حمل کنه. یادمه استاد هیچ وقت اجازه نمیداد وقتی اون نشسته، وایسی و باهاش صحبت کنی. چند بار جائی با هم رفتیم، اومد منو معرفی کنه، خوشحال بودم از این که یه رابطه ای هست و ایشون میگه این خانوم شاگرد منن . اما هر بار منو به اسم معرفی کردن، یه بارم بعد از گفتن اسمم گفت: ایشون از همکارام هستن...

 

 


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی

درسی از استاد

28 دی 89   12:42 بعد از ظهر


نوع مطلب : نامه بزرگان (درسی از استاد) ،

 

معمولاً هر اتفاق ناخوشایندی که پیش میاد آدم رفته رفته بهش عادت می کنه، اما بعضی وقتا هرچی زمان بیشتر می گذره، بیشتر متوجه میشی که اون چیزی که از دست دادنی دیگه قابل جبران نیست.

 

دکتر شیرازی یکی از عزیزانی بود که هر روز جای خالیش بیشتر حس میشه...

 

من اغلب زمانی که دکتر صحبت می کرد می نوشتم. با این که تعداد نوشته هام زیاد نیست اما خیلی مرورش می کنم و سعی می کنم بهش عمل کنم. روحش شاد ...

 

وقتی شما عادت کردی یک کاری را محکم انجام بدی ، یاد می گیری بقیه کارها رو هم به همان صورت انجام بدی ؛

مثلاٌ معمار یا طراح خوبی بشی .

یک کار رو انتخاب کنید و تا آخرش برید ، حالا هر چی ، منتها تا آخرش !   ....  مثلا شاهنامه رو خوب بخونین .

انقدر موفق می شی ، و خودتم شاد می شی !

هنوزم دیر نشده ، ... یک کارو ، ... امتحان کنید یه بار ...............


نوشته شده توسط : مهتاب آقائی